پاتوق کده
وبلاگ علمی ٰفرهنگی ٰمذهبی ، اجتماعی ، آموزشی و.....
دوشنبه 21 دی 1394 :: 22:24 :: نويسنده : asemaneabi58
سال‌هاست که مردم کره شمالی، خود را قدرتمندترین کشور جهان، صاحب بزرگترین ارتش جهان و البته بزرگترین هتل جهان می‌دانند. این اما نتیجه سیاست‌های بسته حکومت کمونیستی این کشور است که برای مردمش رویایی از قدرتمندترین کشور جهان ساخته؛ مردمی که دریچه‌های بسیاری برای دیدن جهان ندارند و دنیای را از چشم سردمداران خود می‌بینند.

 
تصور عمومی اما حاکی از حس دلسوزی و ترحم نسبت به مردم کره شمالی است؛ مردمی که امکانات اولیه زندگی را ندارند، در شرایط امنیتی زندگی می‌کنند، تحریم‌های سنگین جهانی را تحمل می‌کنند و... ولی گزارش‌های رسیده از کره شمالی، خبر از چیز دیگری می‌دهد.

مردمی که دیوانه‌وار حاکمان خود را دوست دارند، از جان و دل سختی‌ها را تحمل و وقت و توان خود را صرف حاکمان خود می‌کنند.

دختران جوانی که روزانه هشت ساعت در چهارراه‌های این کشور با علاقه نقش چراغ راهنما را بازی می‌کنند، چرا که استفاده از برق در این کشور محدودیت‌های دارد؛ کشاورزانی که با تجهیزات و ادوات قدیمی به سختی زراعت می‌کنند، چون دروازه‌های تکنولوژی به روی این کشور بسته است و قهرمانان ملی که که وقتی در جام جهانی سرود ملی‌شان پخش می‌شود، اشک شوق می‌ریزند، چرا که راهی برای سلام کردن به دنیا پیدا کرده‌اند. همه و همه نشان از این دارد که هرچند زندگی آنها در حباب کمونیسم تعریف شده، ولی دست کم خودشان از این زندگی راضی هستند.

کشوری که سالانه تنها به هشتصد نفر اجازه سفر به خاک خود را می‌دهد و مردمش حتی از داشتن تلفن همراه محرومند، چه برسد به اینترنت و اتصال به شبکه جهانی. این است که اگر عکاس یا خبرنگاری فرصت بازدید از این کشور را پیدا کند، هم سعادت بزرگی نصیبش شده تا بتواند گزارشی ناب از سوژه‌ای کمیاب را مخابره کند و هم جانش را کف دستش گرفته، چون اگر بخواهد کمی از روحیات جستجوگر ژورنالیستی خود را در خاک این کشور نشان دهد و سرک به هر گوشه‏ای بکشد، بی گمان سروکارش با دستگاه امنیتی این کشور است.

چندی پیش، «دیوید گاتنفلدر»، رئیس سرویس عکس بخش آسیای AP این فرصت را یافت تا تحت نظارت نیروهای امنیتی و به همراه شماری از روزنامه‌نگاران و عکاسان دولتی کره شمالی از بخش‌های از این کشور دیدار و گزارش تهیه کرد که بخشی از این تصاویر را می‌بینید.


منبع: روزنو



ادامه مطلب ...

 

نقض دستور؟
وزارت خارجه باید مشخص کند که اساس موضوع قطع ارتباط ایران و عربستان، - که موضوعی غیر از برجام است – چه ارتباطی به مقامات آمریکایی پیدا می کند و ظریف با چه مجوزی با کری در این رابطه گفت و گو کرده است؟
 پس از قطع روابط دیپلماتیک ایران و عربستان، نیویورک تایمز خبر داد که جان کری وزیر خارجه آمریکا از خانه خود در ایداهو روز شنبه با محمجواد ظریف وزیر خارجه ایران تماس گرفت.

 

به گزارش گروه سیاسی صراط، به نوشته این روزنامه آمریکایی، مسئولان حاضر به افشای جزئیات مکالمه این دو نبودند اما مشخص است که تماس تلفنی کری، تلاشی برای جلوگیری از افزایش تنش ها میان تهران و ریاض بود.

 

به دنبال این خبر، اعلام شد که تعداد تماس های کری و ظریف در روزهای اخیر بیش از یک بار بوده است. به طوری که یک مقام وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد جان کری با وزیران امور خارجه ایران و عربستان تما‌س‌‌هایی داشته و از آنها خواسته تا با یکدیگر درباره حل اختلافاتشان گفت‌وگو کنند.

 

وی افزود: وزیر امور خارجه از جهتی که این موضوع در حال رفتن است خیلی نگران بوده و این موضوع برای وی حل نشده است که بسیاری از کشورها عدم تعامل را انتخاب می‌کنند، این در حالی است که آشفتگی‌های زیادی در منطقه وجود دارد. این مقام گفت که کری طی روزهای گذشته چندین بار با ظریف صحبت کرده و همچنین صحبتی نیز با عادل الجبیر و "محمد بن سلمان" جانشین ولیعهد نیز داشته است. وی همچنین تصمیم دارد که روز سه‌شنبه با دیگر مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت‌وگو کند.

رهبر انقلاب: مذاکره با آمریکا ممنوع است/ ظریف با چه مجوزی درباره عربستان با کری گفت‌وگو کرد؟

 

این گفت و گوهای ظریف و کری از سوی وزارت خارجه دولت تدبیر و امید تکذیب نشده است. آنچه مسلم است اینکه این گفت و گوها هیچ ارتباطی به موضوع اجرای برجام نداشته است؛ در این صورت وزارت خارجه باید مشخص کند که اساس موضوع قطع ارتباط ایران و عربستان، - که موضوعی غیر از برجام است – چه ارتباطی به مقامات آمریکایی – که روابطی با کشورمان ندارند – پیدا می کند و ظریف با چه مجوزی با کری در این رابطه گفت و گو کرده است؟

 

گفتنی است رهبر معظم انقلاب، پانزدهم مهرماه برای چندمین بار به صراحت هرگونه مذاکره با آمریکا درباره موضوعی غیر از برجام را ممنوع اعلام کرده بودند. ایشان تاکید کردند: "حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: مذاکره با آمریکا ممنوع است زیرا این مذاکره نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضررهای بیشماری نیز دارد."

 

آنچه قابل تامل است اینکه در ماه های گذشته، این موضوع کاملا به فراموشی سپرده شده و تلاش می شود نقض دستور رهبر معظم انقلاب، امری عادی تلقی شود.

دوشنبه 14 دی 1394 :: 20:23 :: نويسنده : asemaneabi58
  در دی ماه سال گذشته سردار حسین دهقان وزیر دفاع ایران اعلام کرد که ایران پس از آمریکا، روسیه و چین، بزرگترین قدرت موشکی جهان است. شکی نیست که امروز ایران از قابلیت های موشکی تهاجمی و دفاعی بالای برخوردار است.

در این بین با بررسی کوتاه می‌توان دریافت که حتی  راکت های ساخته شده توسط متخصصان ایرانی  مانند نازعات-10-اچ با بیشینه برد 130 کیلومتر، زلزال-3 با برد 200 کیلومتر و زلزال-3-بی با برد 250 کیلومتر می‌توانند در صورت لزوم علیه دشمن به کار گرفته شوند  و این ویژگی را دارند که حتی  دورترین پایگاه های دشمنهای منطقه ای از جمله عربستان سعودی  را مورد هدف قرار دهند.


 بنابراین باید گفت امروز جمهوری اسلامی ایران از قدرت نظامی بازدارنده و توان مقابله به مثل بسیار خوبی در منطقه برخوردار است.
این توان و قدرت موشکی می‌تواند در صورت هرگونه چالش جدی بین ایران و کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی که این روزها بحث داغ محافل نظامی و سیاسی است مورد استفاده قرار گیرد و دست برتر را برای ایران داشته باشد.
 ایران با دستیابی به فناورهای نوین موشکی و فضایی در حال حاضر دارای طیف متنوعی از موشک‌ها و راکت‌های موشکی است.
فاصله تهران تا ریاض 1756 کیلومتر است، با توجه به این فاصله بسیاری از موشک‌های بالستیک و غیر بالستیک ایرانی  قابلیت هدف قرار دادن ریاض را دارند، در ادامه به برخی از  این موشک‌ها اشاره می‌کنیم:


سجیل

موشک سجیل نخستین موشک "زمین به زمین" برد بلند دو مرحله‌ای سوخت جامد در کشور است که توسط متخصصان سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع طراحی و ساخته شده است.

این موشک برد بلند بالستیک برد عملیاتی نزدیک به 2000 کیلومتر و از ویژگیهای منحصربفرد آن می توان به دقت بالا در اصابت به اهداف تعیین شده، زمان بسیار کوتاه آماده سازی و عملیاتی شدن سامانه پرتاب،زمان بسیار کوتاه انتقال سایت پرتاب دیسک پس از شلیک،قابلیت لانچر متحرک،قابلیت حمل موشک آماده شلیک و بهره مندی از سیستم tvc اشاره کرد.

سجیل اولین موشک دوربرد سوخت جامد ایران است که برخی کارشناسان آن را برترین موشک بالستک ایرانی می دانند که از سامانه پرتاب متحرک با قابلیت حمل موشک آماده پرتاب برخوردار است.
  بنابراین می توان گفت این موشک برد بلند متحرک ایرانی می تواند به راحتی از جنوبی ترین نقطه ایران تمام سرزمین آل سعود را مورد هدف قرار دهد.
 
موشک‌های  که عربستان را می‌زنند +تصاویر



ادامه مطلب ...
رهبر معظم انقلاب:
ایشان با اشاره به انتخابات سال 88 یادآوری کردند: ما با آنها خیلی مماشات کردیم که جزئیات آن طولانی است، گفتیم بیایید هر تعداد صندوق که می خواهید بازشماری شود اما به توصیه ها اعتنایی نکردند چون بنا نبود که حرف حق را بپذیرند.حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور، با اشاره به جایگاه بسیار والای نماز جمعه آنرا «قرارگاه ایمان و بصیرت و اخلاق» و مهمترین وظیفه ائمه جمعه را نیز «تبیین حقایق و هدایتگری فرهنگی و سیاسی» برشمردند. ایشان همچنین انتخابات را مسأله ای بسیار مهم و نعمتی حقیقتاً بزرگ برشمردند و با تأکید بر حضور حداکثری مردم در انتخابات اسفند ماه افزودند: مفهوم عمیق حق الناس، در زمینه های «اجرا، نظارت، حقوق داوطلبان، لیستهای انتخاباتی، صیانت از آرای مردم و پذیرش نتایج انتخابات»، ابعاد مکمل و پرمعنایی دارد و مردم با توجه به طمع ورزی امریکایی ها به این انتخابات، موضوع نفوذ را مورد توجه کامل قرار دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای سخنانشان گفتند: بکار بردن تعبیر قرارگاه برای نماز جمعه به این علت است که ما در حال یک مقابله معنوی، اعتقادی و ایمانی و سیاسی هستیم که همانند دوران دفاع مقدس، به ما تحمیل شده و بنابراین دفاع لازم و ضروری است.
ایشان با اشاره به توانایی ملت ایران در دفاع از خود افزودند: در این جهاد، «ایمان، بصیرت، تقوا و اخلاق مردم، هدف حمله قرار گرفته شده است و ویروس های خطرناکی در میان جامعه پراکنده می شود.
رهبر انقلاب اسلامی مهمترین وظیفه ائمه جمعه را تبیین حقایق برشمردند و گفتند: ائمه جمعه به عنوان علمای شهرها و میراث داران انبیاء، باید با استفاده از فرصت اجتماعِ نمازجمعه، حقایق را تبیین و روشن کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای، صحبت رو در رو و چهره به چهره در نماز جمعه را بسیار تأثیرگذارتر و مهمتر از ارتباط های غیرحضوری و از طریق وسایل ارتباطی جدید دانستند و تأکید کردند: ائمه جمعه باید با استفاده از این فرصت مغتنم، در نمازجمعه که قلب فرهنگی هر شهر است، هدایتگری سیاسی و فرهنگی انجام دهند.


ادامه مطلب ...
دوشنبه 14 دی 1394 :: 20:06 :: نويسنده : asemaneabi58

زندگی‌نامه شهید شیخ نمر باقر النمر

شیخ نمر باقر النمر

رژیم عربستان سعودی در ماه مارس ۲۰۱۳ اولین جلسه محاکمه شیخ نمر را بدون اطلاع خانواده‌اش برگزار کرد و در آن، دادستان کل برای شیخ النمر خواستار صدور حکم اعدام شد و در همین رابطه چند اتهام ساختگی از جمله «حمایت از تروریسم» به وی نسبت داده شد.
در ادامه، اشاره‌ای کوتاه به زندگی‌نامه پر بار این روحانی مبارز شیعی شده است:

تولد و نسب

به گزارش ایرنا، شیخ نمر باقر النمر در سال ۱۳۷۹ هجری قمری در منطقه العوامیة یکی از شهرهای استان القطیف در منطقه الشرقیة چشم به جهان گشود.
او به یک خانواده والامقام در منطقه منتسب است که در آن روحانیون بی‌نظیر و برجسته‌ای همچون آیت الله شیخ محمد بن ناصر آل نمر پرورش یافته‌اند. خاندان النمر همچنین وعاظ و خطبای منابر حسینی سرشناسی همچون پدربزرگ پدری وی حاج علی بن ناصر آل نمر را تربیت کرده و پرورش داده است.

تحصیلات مقدماتی

شیخ نمر تحصیلات مقدماتی خود را در همان شهر العوامیة به پایان رساند و در سال ۱۴۰۰ هجری قمری مصادف با ۱۹۸۹ میلادی، برای آشنایی نزدیک‌تر با انقلاب اسلامی ایران و تحصیلات حوزوی، ابتدا به ایران مهاجرت کرد تا در تهران در حوزه علمیه حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه الشریف - حضور پیدا کند که در همان سال توسط آیت الله سید محمدتقی مدرسی در تهران تأسیس شده بود.
شیخ نمر پس از ۱۰ سال تحصیل در حوزه علمیه حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه الشریف -، عازم سوریه شد و در حوزه علمیه حضرت زینب - سلام الله علیها - برای ادامه تحصیلات حوزوی و علوم دینی نام نوشت و در حضور اساتید این حوزه به تحصیل پرداخت.

وی دوره کتاب‌های اصولی از جمله اصول الفقه مرحوم مظفر، رسائل شیخ انصاری و کفایة آخوند خراسانی را گذراند و در علم فقه نیز اللمعة الدمشقیة نوشته شهید اول، جامع المدارک خوانساری، مکاسب شیخ انصاری و مستمسک العروة الوثقی سید حکیم و دیگر کتاب‌های فقهی را مطالعه کرد.
شیخ نمر در طول مدت تحصیل علوم حوزوی خود در تهران و سوریه در محضر اساتید مختلفی حضور یافت، از جمله:
- بحث خارج نزد آیت الله سید محمدتقی مدرسی در تهران
- بحث خارج نزد آیت الله سید عباس مدرسی در سوریه
- بحث خارج نزد آیت الله خاقانی در سوریه
- دروس عالیه نزد علامه شیخ صاحب الصادق در تهران
- درس لمعه نزد علامه شیخ وحید افغانی
همچنین اخلاق را نزد آیت الله شیرازی در شهر مقدس قم فرا گرفت و به این ترتیب به درجات بسیار بالایی در اجتهاد دست یافت و اجازه تدریس در مراکز علوم دینی و مذهبی را پیدا کرد.

ایشان از جمله معروف‌ترین و شایسته‌ترین مدرسان علوم مذهبی و دینی در حوزه‌های علمیه به شمار می‌آید که حتی در حوزه‌های علمیه ایران و سوریه به تدریس کتاب‌هایی همچون کتاب اللمعة الدمشقیة و کتاب جامع المدارک و مستمسک عروة الوثقی و الحلقات شهید سید محمدباقر صدر پرداخته است.

شیخ نمر سال‌ها اداره حوزه علمیه حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه الشریف - در تهران و سوریه را برعهده داشت و تلاش بسیاری برای توسعه و پیشرفت این مراکز انجام داد.
پس از بازگشت به عربستان مرکز مذهبی الإمام القائم - عجل الله تعالی فرجه الشریف - را نیز در العوامیة تأسیس کرد که در واقع سنگ بنای مرکز اسلامی در سال ۱۴۲۲ هجری قمری مصادف با ۲۰۰۱ میلادی بود.

فعالیت‌ها و طرح‌های شیخ النمر

او فعالیت‌ها و طرح‌های بی‌شماری داشت که بر صحنه داخلی و منطقه‌ای تأثیر بسزایی گذاشت و تأثیرگذاری برخی از آنها از نظر دینی، فکری، اجتماعی و سیاسی بسیار چشم‌گیر بوده است.
شیخ النمر با برپایی نمازهای جمعه و جماعت و برگزاری سمینارهای دینی و علمی در منطقه و خارج از آن و چاپ و انتشار تحقیقات و مقالات و تأسیس حوزه‌های علمیه در بیداری و روشنگری افکار عمومی در منطقه عوامیه نقش بسزایی ایفا کرد.
او بارها خواستار بازسازی قبرستان بقیع در مدینه منوره شد و به همین دلیل بارها از سوی پلیس احضار شد و تحت فشار قرار گرفت.
او در سال ۱۴۲۸ در یک اقدام بی‌سابقه، فهرست خواسته‌های شیعیان عربستان را به امیر منطقه الشرقیة ارائه داد تا آنجا که سعد الفقیه به عنوان یک روحانی سنی مخالف دولت از علمای اهل تسنن عربستان خواست تا از شیخ النمر نحوه ارائه خواسته‌های خود را فرابگیرند.
وی در ماه محرم سال ۱۴۲۹ هجری قمری خواستار شکل‌گیری یک تشکیلات مخالف به نام جبهة الرشیدة شد که به گفته وی وظیفه و مسؤولیت آن مبارزه با فساد اجتماعی و تبعیض دینی و ظلم وستم سیاسی علیه پیروان اهل بیت علیهم السلام در عربستان بود.
شیخ النمر در سال ۲۰۱۱ پس از سرنگونی رژیم‌های حاکم بر تونس و مصر و با آغاز انقلاب مردم بحرین، ممنوعیت رسمی اعمال شده از ماه اوت سال ۲۰۰۸ از سوی مقامات سعودی در مورد ایراد سخنرانی و تدریس را در هم شکست و از تحولات شکل گرفته در طی فرآیند موسوم به بهار عربی سود جست و سخنرانی‌های خود را با سخن گفتن از آزادی سیاسی با محوریت تغییر سیاسی آغاز کرد.
جوانان القطیف در سایه شرایط سیاسی به وجود آمده در منطقه در آغاز سال ۲۰۱۱ با برپایی چند راهپیمایی خواستار آزادی ۹ تن از زندانیان سیاسی شدند که در آن زمان ۱۶ سال از بازداشت آنها سپری شده بود و تحت عنوان زندانیان فراموش شده از آنها نام برده می‌شد.
با ورود نیروهای اشغالگر سعودی موسوم به سپر جزیره به بحرین، دایره اعتراضات و فعالیت‌های سیاسی در القطیف عربستان رو به گسترش گذاشت.
رژیم سعودی نیز، در مقابل، صدها تن از جوانان را به اتهام ارتباط داشتن با اعتراضات شکل گرفته بازداشت کرد. شیخ النمر با تمام قدرت، از حق توده‌ها در اظهار نظر و اعتراض به دفاع برخاست.
وقتی منطقه القطیف می‌خواست چهره خشن به خود بگیرد و نیروهای امنیتی بر اساس یک نقشه از پیش طراحی شده در نظر داشتند حرکت جوانان العوامیة را به شدت سرکوب کنند، شیخ النمر از جنبش جوانان خواست تا در آن شب تظاهرات برگزار نکنند.
وی بدین ترتیب از کشته شدن جوانان العوامیة جلوگیری کرد و نقشه شوم نیروهای امنیتی سعودی را ناکام گذاشت.
وی در سخنرانی تاریخی خود بر لزوم مسالمت‌آمیز بودن جنبش جوانان منطقه الشرقیة عربستان تأکید کرد.
حوادث اکتبر ۲۰۱۱ که به حوادث العوامیة شهرت یافت، نقش رهبری شیخ النمر را به اثبات رساند و به روشنی به حکمرانان سعودی نشان داد که او رهبر جنبش مردمی در این منطقه است.
رژیم سعودی بر سرکوب شدید جنبش مردمی در عربستان اصرار و پافشاری کرد و به همین دلیل النمر بر مواضع و رویکرد خود شدت بخشید و به صراحت با سیاست تبعیض‌آمیز ریاض و سرکوب آزادی بیان و انحصار ثروت و قدرت در عربستان ابراز مخالفت کرد.
نخستین بازداشت شیخ نمر به ماه می ۲۰۰۶ میلادی بازمی‌گردد، هنگامی که شیخ به محض بازگشت از سفر کوتاه‌مدتش به بحرین و بازگشت به عربستان، به دلیل مشارکت در همایش بین‌المللی قرآن کریم از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد.
اتهام شیخ این بود که در این همایش، در عریضه‌‌ای، از رژیم سعودی خواسته بود به «قبرستان بقیع» رسیدگی کرده، مذهب «تشییع» را به رسمیت شناخته و شیوه‌‌های آموزشی و درسی کنونی حاکم بر عربستان را تغییر داده یا لغو کند.
اما بازداشت مجدد شیخ نمر، به ۲۳ آگوست ۲۰۰۸ میلادی بازمی‌‌گردد که در شهر القطیف به دست نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد. این بار اتهام شیخ برای بازداشت بنابر ادعای رژیم سعودی درخواست از شیعیان مناطق شرقی عربستان برای آماده‌شدن به منظور دفاع از خود و جامعه خویش بود که رژیم ادعا می‌‌کرد، این سخنان نمر به معنی تحریک شیعیان عربستانی برای جدایی از حکومت مرکزی بود.
این روحانی برجسته عربستانی یک بار دیگر در مارس ۲۰۰۹ میلادی بازداشت شد و البته آخرین بازداشت وی نیز نبود.
شیخ نمر بار دیگر در سال ۲۰۱۲ بازداشت شد و در ۱۵ اکتبر ۲۰۱۴ ( ۲۳ مهرماه سال ۹۳) به اتهام انتقاد از رژیم سعودی به اعدام محکوم شد.
نیروهای سعودی در ۸ ژوئیه ۲۰۱۲ بر سر راه ایشان کمین کردند و به سوی خودرویش اقدام به تیراندازی کردند که در نتیجه آن چهار گلوله به پای راست وی اصابت کرد و به دنبال آن او را، که بیهوش شده بود، از محل ارتکاب جرم ربودند و به بیمارستان نظامی در الظهران و سپس به بیمارستان نیروهای امنیتی در ریاض و به دنبال آن زندان الحائر انتقال دادند.
رژیم آل سعود پس از ۹۵۰ روز به پزشکان اجازه داد چهارمین گلوله را از پای شیخ النمر خارج کنند.
این گلوله، که از زمان بازداشت شیخ نمر در پای وی باقی مانده بود، علاوه بر شکنجه و درد سه ساله، باعث بیماری‌های دیگری نیز برای وی شده بود.

نامه شیخ شهید به مادرش پیش از شهادت

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی رهبر فقید شیعیان عربستان، پس از آنکه خبر قطعیت حکم اعدام شیخ نمر منتشر شد، وی نامه‌ای خطاب به مادر خود نوشت.
بر اساس اعلام پایگاه اطلاع رسانی شهید شیخ نمر النمر، متن نامه وی به شرح ذیل است:
مادر صبورم ...
سلام؛
در هر حال و شرایطی که هستیم باید شکرگزار خداوند بوده و تسلیم آنچه که برای ما مقدر می‌کند، باشیم.
ای مادر! آنچه پروردگار هستی برای ما مقدر می‌سازد، بدون شک بهتر از آن چیزی است که ما برای خودمان در نظر می‌گیریم. ممکن است ما چیزی را انتخاب کنیم، اما بدون تردید خداوند بهتر از آن چیز را برای ما برمی‌گزیند. ما به درگاه خداوند دعا می‌کنیم تا آنچه را که خیر است بر ما ارزانی دارد.
همه چیز در این دنیا بر اساس اراده و مشیت الهی مقدر می‌شود و هیچ قدرتی یارای ایستادگی در برابر اراده الهی را ندارد و در عین حال هیچ کس نمی‌تواند بدون اراده پروردگار عالم، قدم از قدم بردارد.
مادر عزیزم! خداوند در این عالَم بر همه کس و همه چیز نظارت دارد و اراده او همه چیز را فرا گرفته است و همین برای ما کافی است.
مادر عزیزم! خداوند تو و همگان را در پناه خود حفظ فرماید!
شیخ نمر النمر



ادامه مطلب ...
جمعه 11 دی 1394 :: 12:12 :: نويسنده : asemaneabi58
از شوخی های انتخاباتی تا شوخی با مسئول روزنامه کیهان!

می خواد ادای محسن رضایی رو در بیاره
تکلیفه دیگه تکلیف !

می خواد ادای محسن رضایی رو در بیاره تکلیفه دیگه تکلیف !


ادامه مطلب ...
 

ناخدا هوشنگ صمدی کسی که رویایی تصرف یک روزه ی خرمشهر را برای عراقیان به کابوس تبدیل کرد

ناخدا هوشنگ صمدی کسی که رویایی تصرف یک روزه ی خرمشهر را برای عراقیان به کابوس تبدیل کرد . وی حدود چهل روز پس از بازنشستگی باشنیدن جو متشنج مرزی سریعا خود را به گردان تکاوران پایگاه دوم دریایی بوشهر رسانده و بلافاصله وارد نبرد خرمشهر میشود. پس از ورود تانکهای عراقی به شهر طرحی ارایه میدهد که تا چند ساعت قبل از سقوط خرمشهر هیچ تانکی جریت ورود به شهر را نکرد. وی دستور داد تعدادی از تکاوران نیروی دریایی، یگانهای زرهی عراق را از طریق کانال فاضلاب خرمشهر دور زده و از چند طرف تانکها را محاصره ، تصرف یا نابود کنند. شرایط خرمشهر به قدری سخت بود که یکی از گروهان های تکاور برای ورود به شهر بدستور ناخدا صمدی 11 ساعت سینه خیز حرکت کردند تا از تیر رس عراقی ها مصون باشند. ایشان همچنان در قید حیاتند و در خوزستان زندگی میکنند. خدا حفظشان کند.

متاسفانه در سریال کیمیا هیچ اشاره ای به مردان و تکاوران با غیرت نیروی دریایی و فرماندهان و دانشجویان شجاع دانشگاه افسری امام علی (ع) ارتش در دفاع از خرمشهر در روزهای ابتدایی جنگ نشده است

جمعه 11 دی 1394 :: 12:08 :: نويسنده : asemaneabi58
مجری جوان دهه ۶۰، حالا دختری ۲۹ ساله دارد که ازدواج کرده و پسر ۲۷ ساله‌اش، دانشجوست. الهه رضایی، مجری محبوب دهه شصتی‌ها، چندان به شهرت فکر نمی‌کند برای همین تلاش نمی‌کند به هر قیمتی شده، آنتن داشته باشد.
رضایی سبک خاص زندگی خودش را دارد و مثل همان زمانی که برنامه‌های کودک و نوجوان را با آرامش اجرا می‌کرد به سوالات ما درباره زندگی‌اش پاسخ می‌دهد.‌

من از همان بچه‌های دهه شصتی هستم که پای برنامه‌های شما می‌نشست و از اجرای خوب شما لذت می‌برد ...

خیلی هم اجراها خوب نبود!‌ نمی‌دانم چرا بچه‌های آن دوره این‌قدر از اجرای ما خوششان می‌آمد !

شاید به این دلیل که بچه‌‌های آن دوره به‌جز تلویزیون که کوچک و بیشتر هم سیاه و سفید بود، سرگرمی دیگری نداشتند

و مجبور بودند ما را تحمل کنند!

تحمل نمی‌کردیم! در اجرای شما صمیمیتی بود که نیاز ما در آن دوره بود، سال‌هایی که جنگ بود و صمیمیت شما به ما آرامش می‌داد.

این نظر قریب به اتفاق بچه‌‌های دهه شصتی است! صمیمیتی که شما از آن می‌گویید حس واقعی من و خانم خامنه بود که به بچه‌‌ها منتقل می‌کردیم به همین به دل شما می‌نشست. هر دوی ما حرف‌هایی را می‌گفتیم که به آنها اعتقاد داشتیم .

در آن شرایط این حس آرامش را کجا دریافت می‌کردید که آن‌قدر قوی بود و می‌توانستید آن را به دیگران هم منتقل کنید.

حس درونی بود. خیلی‌ها هنوز هم به من می‌گویند که تو مهربان هستی، آرامش شما، ما را هم آرام می‌کند و... البته من آدم بی‌خیال و خونسردی نیستم...

خونسردی با بی‌خیالی و بی‌تفاوتی فرق می‌کند.

بله آدم‌های خونسرد، آرام هستند و اطرافیان خود را هم آرام می‌کنند. خونسردی در آرامش فردی، خانواده، محیط کار، اجتماع و ... تاثیر دارد. اما معتقدم که اگر ویژگی‌ شخصیتی و رفتاری در طول زمان در فردی ثابت بماند، یعنی در ذات او ریشه دارد. در یک خانواده شاید چند فرزند زندگی کنند که هر کدام خصلت‌های خاص خود را داشته باشند و مثلا یکی‌ از آنها از دیگری آرام‌تر باشد. خانواده و شرایط تاثیرگذار است اما به شخصیت درونی آدم‌ها هم بستگی دارد.

این ذهنیت در مردم هم ماندگار شده که خانم رضایی دهه 90 باید همان ویژگی‌های خانم رضایی دهه 60 را داشته باشد، آیا این خواسته مردم باعث شده این ویژگی در شما حفظ شود؟

بله. من از نظر اخلاقی و رفتاری با دهه 60 چندان تفاوتی نکرد‌ه‌ام. معتقدم شاید افراد در دوره‌ای از شرایط موجود، خصلت‌هایی را دریافت کنند و شبیه آنها شوند اما اگر این ویژگی در ذات آنها وجود نداشته نباشد به مرور زمان آن را از دست می‌دهند. من به‌عنوان یک آدم آرام بین مردم شناخته شده‌‌ام اما در موقعیت‌‌های مختلف واکنش‌های گوناگون نشان می‌دهم شاید گاهی هم عصبانی شوم اما چون ذاتا آرام هستم، عصبانیتم موقتی است و خیلی زود جایش را به آرامش می‌دهد.

آن زمان که برنامه کودک را اجرا می‌کردید، 16 ساله بودید شهرتی که در آن سن و سال به دست آوردید، چقدر زندگی شما را تحت‌الشعاع قرار داد؟ شنیدم که همسر شما متخصص قلب است، آیا ازدواج شما ربطی به شهرت آن دوره داشت؟

زمانی که من ازدواج کردم، همسرم دانشجوی سال سوم پزشکی بود پس برایم مهم نبود که با آدم معروف و مشهوری ازدواج کنم. در آن سن و سال سواد و تحصیلات طرف مقابل برایم خیلی اهمیت داشت. اما هیچ‌وقت به این فکر نمی‌کردم که چون مجری هستم با مردی ازدواج کنم که در همه چیز اول بوده و به اصطلاح نامبروان باشد. برای همسرم هم مهم نبود که من مجری هستم و مشهور و می‌تواند از این بابت سود ببرد. متاسفانه الان برخی از آدم‌ها به دلیل منفعت‌های شخصی با یکدیگر ازدواج می‌کنند.

پدر یا مادرتان در حرفه رسانه فعال بودند که شما به سمت اجرا رفتید؟

نه ! پدر و مادرم اصالتا دماوندی هستند. پدرم آن زمان کارمند دادگستری و بسیار مذهبی بود. او خیلی روی حلال و حرام مقید بود. مادرم هم مذهبی بود و رفتار و شخصیت آنها به شدت روی ما که چهار تا خواهر و برادر بودیم، تاثیر گذار بود.

برخی از والدین به حلال و حرام مقید هستند و معتقدند که لقمه حلال باعث عاقبت به‌خیری فرزندان می‌شود، شما در یک خانواده مذهبی بزرگ شده‌اید تاثیر این نگرش را در زندگی خود دیده‌اید؟

بله بسیار موثر است. شاید بچه‌‌هایی که با این سبک تربیتی بزرگ می‌شوند از خیلی امکانات زندگی عقب بمانند و از موقعیت‌هایی کنار گذاشته شوند اما زندگی بهتر و با کیفیت‌تری خواهند داشت. خودم و همسرم در چنین خانواده‌ای بزرگ شده‌ایم و در زندگی مشترک هم به‌شدت مقید به حلال و حرام هستیم و به راهی نمی‌رویم که پول حرام وارد خانواده‌ ما شود.

برخی معتقدند که مذهب بازدارنده است و جلوی پیشرفت را می‌گیرد اما شما در دهه 60 در یک خانواده مذهبی بزرگ شده و مجری تلویزیون شدید، به نظرتان چگونه می‌توان هم مذهبی بود هم پیشرفت کرد و در عرصه‌های مختلف حضور داشت؟

اگر از مذهب شناخت درست وجود داشته باشد، متوجه می‌شویم که هیچ موضوع بازدارنده‌ای در آن وجود ندارد. همه آدم‌ها می‌توانند در همه موقعیت‌ها و عرصه‌هایی که مذهب ممانعتی برای آنها نگذاشته است، حضور داشته باشند. مذهب اصلا مانع و دست و پاگیر نیست؛ مگر در مسائل اخلاقی و همان حلال و حرامی که درباره‌اش صحبت کردیم. وقتی کارمان را بر اساس اخلاق انجام دهیم، می‌توانیم در همه عرصه‌‌ها حضور داشته باشیم و مذهب هم بازدارنده نباشد.

شما سال‌هاست در حوزه رسانه فعالیت می‌کنید و بیشتر اجرای برنامه‌های کودک و خانواده را به عهده داشته‌اید به نظرتان چگونه باید مذهب را برای بچه‌های امروز تبیین و آموزش داد که آن را بپذیرند و با اصول آن همراه شوند؟

باید افراد متخصص این اصول را برای بچه‌ها به درستی بازگو کنند. این افراد در وهله اول باید خودشان مقید و متعهد به حرف‌هایی باشند که آنها را بازگو می‌کنند و باید آن‌قدر اطلاعات داشته باشند که بتوانند به سوالات ریز و درشت بچه‌‌ها پاسخ بدهند و مهم‌تر این‌که توانایی جلب اعتماد آنها را داشته باشند.

یکی از مشکلاتی که جامعه امروزی ما و به‌خصوص خانواده‌ها را تهدید می‌کند، ریاکاری است! بچه‌‌ها در خانه با رفتارهایی روبه‌رو می‌شوند که عکس آن را در جامعه می‌بینند و در بیشتر مواقع دچار رفتار دوگانه می‌شوند به نظرتان در این شرایط چه باید کرد؟

این روزها هدایت و تربیت بچه‌‌ها کار دشواری است. رسانه‌ها زیاد شده و بچه‌ها خودشان از جاهای مختلف اطلاعاتی را دریافت می‌کنند که گاهی حتی خانواده‌ها به آن اطلاعات دسترسی ندارند. برای بچه‌‌های امروز سوالاتی پیش می‌آید که پدر و مادر‌ها نمی‌توانند به آنها پاسخ بدهند. در مقابل گاهی والدین به بچه‌‌ها چیزهایی می‌گویند که خودشان به آن عمل نمی‌کنند و این رفتار باعث می‌شود که آنها دچار رفتار دوگانه شوند، این اتفاق در مدرسه هم رخ می‌دهد. واقعیت این است که کار پدر و مادرها، مدارس، مسئولان و مدیران جامعه، این روزها خیلی دشوارتر از گذشته است. آنها باید تلاش کنند که از نسل امروز عقب نمانند. پدر و مادرها با همه مشغله‌ای که دارند، باید حواسشان به بچه‌‌ها باشد. دوستان فرزندانشان را بشناسند و بدانند که آنها با چه کسانی رفت‌و آمد می‌کنند و...

اگر بخواهید الان برای بچه‌‌ها برنامه اجرا کنید باید چه ویژگی‌هایی داشته باشید؟

باید اطلاعاتم را در همه زمینه‌‌ها افزایش دهم و با کارشناسان زیادی در ارتباط باشم تا بتوانم به‌عنوان یک مجری، جوابگوی سوالات و نیاز کودکان و نوجوانان باشم. بچه‌های امروزی با بچه‌‌های دهه 60 خیلی فرق دارند. مشکلاتی که این بچه‌ها با آن درگیر هستند در دهه 60 اصلا وجود نداشت، بنابراین من باید راه گفت‌وگو و تعامل با بچه‌‌های امروز را پیدا کنم تا کلامم در آنها موثر باشد.



ادامه مطلب ...
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران